
جناب ميرحسين ، دشمنی و مخالفت با احمدی نژاد چیز جدیدی نبود. در طول چهار سال گذشته ، مدعيان اصلاحات و قانون گرايي از هر فرصتی برای زیر سوال بردن اقدامات دولت استفاده کردند و علیه آن قلم زدند. شما با سایر مخالفین دولت، درظاهر، یک تفاوت داشتید. وقتی از خود می گفتید، گوش مخاطب را از عناوین پرطمطراقی چون اصول گرای اصلاح طلب، خط امامي ومعتقد به قانون اساسي و چندین و چند عبارت دیگر پر می کردید. دلمان خوش بود که هرچه که هستید، لااقل خود را “پايبند به ولايت فقيه” می دانید. با خود می گفتیم خدا را شکر؛ ايشان اگر گوشت جمهوري اسلامي را بخورند، استخوان آن را دور نمیندازند!
گذشت و رسیدیم به موسم انتخابات. مسیر روشن بود؛ دو کاندیدای اصلی، نمایندگی جریان اصولگرا و جریان مدعي اصلاح طلبي را بر عهده داشتند. بر اساس آنچه شنیده و دیده بودیم، خیالمان راحت بود که این چهرهً آراسته و اتو كشيده، حداقل در این برهه حساس که عرصه رقابت نيروهاي داخل نظام است، با عملكرد خود دشمنان اسلام را حداقل خوشحال نخواهد كرد.اما نتیجه چیز دیگری بود! در کمال شگفتی، با آن همه ادعای اصول و ارزشها ، تمام قد بر علیه قانون و اخلاق وارد میدان شدید و دستان دراز شده از سوی مخالفين و دشمنان نظام را سخت فشردید.نفهمیدیم که دلیل این اتحاد حیرت انگیز، چیست؟! ندانستیم که جریان مدعي خط امامي را چگونه و با چه قیمتی معامله کردید؟! از طرفداري هر انديشه و هر شخص ناپاكي استقبال كرديد و حتي با سران سازمان هاي نامشروع و سكولار جلسه گذاشتيد و براي رسيدن به قدرت وعده ها داديد .
انتخابات تمام شد. اینبار گفتیم ایرادی ندارد؛ در محاسباتشان دچار اشتباه شده اند و آینده را “غلط” پیش بینی کرده اند. این ها نيروهاي انقلاب هستند و مجددا به اردوگاه انقلاب و ولايت فقيه بازخواهند گشت.
اما چه بگوییم از آنچه در این روزهای سخت در عملكردهای شما می بینیم! چه بنامیم تلاش شما را در زير سؤال بردن انتخابات پاک ملت؟! چه بگوييم از ولايت گريزي شما ! چه بگوييم از خودبيني شما ! چه بگوييم از فدا كردن انقلاب به پاي خواستها و بدعتهاي شما! نمی دانیم این رفتار عجیب را چه بنامیم! ریا؟ نفاق؟ تزویر؟ فرصت طلبی؟ جهل؟ کدام یک؟
اما یک چیز را می دانیم.مطمئین باشید که این شرارت ها و آشوب ها به زودی فروکش می کنند. اما این “روسیاهی” برای شما در تاریخ خواهد ماند…

جناب مير حسين ! اگر در این بیست سال، بجای خانه نشینی و نقاشی کشیدن، یک فعالیت کوچک سیاسی داشتید، متوجه تغییر فضای سیاسی دنیا می شدید و می دیدید که سیاست تحمل ميخواهد و عربده کشیدن و شیشه شکستن بعد از باخت، دیگر در دنیای مدرن امروز جایی ندارد.
اگر در میان مردم بودید و درد مردم را می دانستید، متوجه می شدید که نباید به دامن دزدها و شیادان مشهور کشور گرفتار شوید و بازیچه دست آنان گردید. اگر در این بیست سال همدرد مردم می شدید، می فهمیدید که “آلت دست” این و آن شدن و بازی با کارت کسانی که مردم بیشترین تنفر را از آنها دارند، نتیجه ای جز شکست مفتضحانه نخواهد داشت.
بزرگترها که سال های حکومت شما را فراموش نكرده اند. اما با این رفتارتان، اوج کم تحملي و بی ظرفیتی یک سیاستمدار دهه شصتی را نشان دادید.و جوانها و كساني كه دوران حاكميت شما را نديده بودند ديدند كه مير حسين كيست و چقدر كم تحمل و ناشكيباست. شاید خواست خدا بود که یک فرد دهه شصتی وارد گود سیاست شود تا جوانان امروز، وضعیت سیاسی اسفناک و کم تحملی و برخوردها و حذف های هولناک سال های اول انقلاب را در رفتار او مشاهده کنند. من یقین دارم اگر قدرت نظامی در دستان شما بود، نظیر آن سال ها مخالفینتان را به گلوله می بستید و رای دهندگان به رقیبت را در نطفه خفه می کردید!
جناب ميرحسين ، شکست شما در اخلاق و ولايت مداري، سنگین تر از شکست در انتخابات بود. انتظار داشتيم لااقل بعد از انتخابات، آن بی اخلاقی قبل از انتخابات را تکرار نکنید. متاسفيم که شما با تحریک بیجا و خطرناک هوادارانتان اخلاق را قربانی قدرت طلبی خود کردید و چیزی از آن باقی نگذاشتید.
جناب ميرحسين شما برای برطرف کردن عصبانیت ناشی از “نه” بزرگ ملت، حق نداشتید هوادارانتان را رودر روي نظام و ولي فقيه قرار دهيد. شما حق نداشتید برای جبران بی ظرفیتی خود، جوانان مردم را به مبارزه با قانون بفرستید. هر قطره خونی که در این اغتشاشات از بینی هر کس بیرون مي آید، شما “مسئول” آن هستید. هر چند تا به حال غير از بي مسئوليتي چيز ديگري را به نمايش نگذاشته ائد.
ای کاش این چند سال آینده هم مثل بیست سال گذشته، در خانه می ماندید و به فرهنگ و هنر می پرداختید! قدرت، آنقدر ارزش نداشت که بخاطر آن، این همه خسارت و مصیبت نصیب فرزندان این سرزمین بکنید. اکنون در این سال های باقیمانده از زندگی، با کدام وجدان می خواهید پشت بوم بنشینید و نقش بزنید
جناب مير حسين بازی قدرت مثل موج است. می آید و می رود. امروز هست و فردا نیست.صدها انتخابات در جای جای دنیا برگزار می شود. یک نفر برنده می شود و دیگران می بازند. آن چه باقی می ماند، “نام نیک” است. شما اگر سياست مدار کم ظرفیت دهه شصتی نبودید، لااقل تلاش می کردید که از خود یک “نام نیک” برجا بگذارید. افسوس و صد افسوس که شما حتی نتوانستید ذره ای از این نام نیک را در اذهان ثبت کنید.
جناب مير حسين این اغتشاشات حداکثر تا چند شبانه روز دیگر تمام می شوند. اما به این فکر کن که در سال های آینده، مردم چگونه یاد می کنند از پیرمرد دهه شصتی که اول انتخابات را باخت و سپس اخلاق را؟!
و در نهايت ولايت پذيري را !
فاتبرو يا اولوالابصار
…

لینک مطلب