
جناب آقای هاشمی ؛
در حکومت اسلامی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر متفاوت است و همراهی مردم، برای حکومت مشروعیت ایجاد نمیکند، بلکه مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است
شما در خطبهی اول و دوم خود زیربنایی را مطرح کردید که به قول آیت الله یزدی «حتما ایشان اشتباه کرده و اشتباه میکنند. به آنچه مورد اتفاق فقهای اسلامی و شیعهی اثنی عشری است توجه نشده است و آن مسالهی حق حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است که ناشی از مردم و خداوند متعال است». اسلام درست و نعل به نعل همان حکومت دموکراسی نیست . چرا باید 30 سال بعد از انقلاب کسانی مثل شما که از بنیان گذاران این انقلاب بودید دچار اشتباه در نقل مبانی انقلاب شوند . اگر امام در مقابل کسانی که به جای حمهوری اسلامی میگفتند جمهوری دموکراتیک ، ایستادند به خاطر این بود که روزی امثال خاتمی ها و میر حسین ها که شیفتگیشان به غرب و توسعه غرب محور زبانزد خاص و عام است ،به نام مردم و رأی مردم جمهوری اسلامی را به مسلخ لیبرالیسم نبرند . به خاطر این بود که امثال ابطحی ها و انجمن حجتیه ائی ها که معتقد به جدایی دین از سیاست در دوران غیبت میباشند نتوانند پز آزادی بدهند و با صهیونیسم علیه انقلاب هم زبان و هم راه شوند .
متاسفانه بيانات شما انتظار متدینین را بر آورده نكرد. و در مقابل دشمن شادکن بود
مردم انتظار داشتند شما پاسخ آمريكا و اسرائيل را از تريبون نماز جمعه بدهیدو از زبان ملت نسبت به مداخلات بيگانگان سخن بگويید و خطبههاي وحدت آفرين و آرامش بخشي را ايراد كنید.
متاسفانه شما با کسانی که عمود خیمهً انقلاب را نشانه رفته اند خواسته یا نا خواسته در یک جبهه قرار گرفته ائید
جناب آقای هاشمی؛
شمافرصت بزرگ و تعيين کننده اي به نام سخنگاه نماز جمعه تهران را به نفع جرياني مديريت کرد ید که مدتهاست تلاش مي کنند «ثبات» نظام جمهوري اسلامي را نفي و ايران اسلامي را «بحران زده» و فاقد مزيت هاي يک حکومت مردم سالار، اخلاقي و قانونمند معرفي کنند.
مصلحت سنجي کسي که خود را يار امام و انقلاب مي داند، در خطبه هاي اول و دوم نماز جمعه تهران، کاملا به نفع اقليت سيلي خورده از جمهوريت مسلمان و انقلابي گراييد تا اين بار نيز سناريويي براي معرفي يک فرد به عنوان نجات دهنده کشور و نظام از بحران هاي موهوم شکل بگيرد. شخصیتی چون موسوی که عناد و قانون شکنی و لجاجت و بی ظرفیتی وکم تحملی او از اول انقلاب بسیاری از نیروهای انقلاب را رنج داده است چگونه میتواند نجات بخش باشد.شخصیتی که دیکتاتوری و خود رأیی و خشونت در دوران نخست وزیری او بیداد میکرد چگونه بعد از 20 سال غار نشینی میتواند منجی کشوری باشد که متکثرتر و آزاد تر از تصورات دگم این عنصر خود محور است .
جناب آقای هاشمی ؛
چندي پيش شاهد بودیم موقعيت سياسي و اجتماعي شما به علل مختلف در پايين ترين سطح خود قرار گرفت و بسياري از تحليل گران پيش بيني هاي تلخي براي آينده سياسي شما مي کردند، اما همگان ديديم که رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، «مصلحت نظام» را در ترميم تصوير مخدوش يار ديرين خود ديد و به تعبيري او را از خطر بزرگ بدنامي مطلق در جامعه نجات داد.
در حالي که مردم ايران به علت موضع خردمندانه رهبري، حرمت شما را حفظ کرده و از شما توقع قدرشناسي از نظام را داشتند، روز جمعه شاهد موضع گيري دشمن شاد کن و ارائه تعريف نادرست و تصويري ناهنجار از جمهوري اسلامي بودند.
نقد تحليل وضعيت موجود براساس تعريف خاص از مردم، قانون و علما، با هدف القاء بحراني بودن وضعيت کشور و تاکيد بر ضرورت آزادي طراحان شورش و اغتشاش به عنوان راه خروج از بحران مذکور، موضعي صادقانه و دلسوزانه به نظر نمي رسد.
ادامه پذيرش شما از سوي مردم و تداوم جلوس شما بر کرسي رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، تا زماني که رهبر انقلاب مصلحت بدانند ممکن است، اما معناي تدبير و تحمل نظام، فراموش شدن نقش محوري بعضي ها در ترديد افکني در سلامت انتخابات و صحنه گرداني رقابت انتخاباتي به نفع جريان ضد دکتر احمدي نژاد و سکوت تشويق آميز در برابر اغتشاشات خياباني نيست.
جناب آقای هاشمی؛
سكوت طولاني مدت شما در مورد انتخابات نوعي حمايت و پشتيباني از اغتشاشگران بود
شما اشاره كردیدكه در اين انتخابات بذر ترديد افشانده شد، اما نگفتید كه نخستين كسي كه بذر ترديد در جامعه پاشيد، چه كسي بود؟ قبل از انتخابات چه كسي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و در آن نامه اشاره كرده بود كه در خيابانها آتش فتنه برپا شده ،چنين و چنان خواهد شد؟ آيا اين بذر ترديد نبود كه در زمينه انتخابات افشانده شد؟ آيا خود شما با نامه بدون سلام خود بذر ترديد را نيفشاندید.چه کسانی مسئله خيانت و تقلب را مطرح ميكردند
هنوز كه انتخابات به پايان نرسيده بود، برخيها سخن از خيانت در انتخابات ميزدند، اين چه معنايي دارد؟
جناب آقای هاشمی ؛
بايد با آنهايي كه بذر ترديد را در جامعه افشانده و كساني كه اين بذر را آبياري كردند، كه اين بذر سر از زمين درآورده و به خيابانها ريخته و به جان و مال مردم تجاوز كرده و دو هفته امنيت كشور را زيرسئوال برده، برخورد قانوني شود. اگر دلسوز انقلاب بودید باید علیه کسانی که مخل امنیت مردم بودن سخنی میگفتید
اگر شما طرفدار حفظ قانون هستيد، چرا ميگوييد اين افراد را آزاد كنيد، شما ميتوانيد بگوييد كه به پرونده دستگيرشدگان اغتشاشات اخير رسيدگي شود اما نبايد از طرف دستگاههاي قضايي حكم صادر كنيد.
شما چه كاره هستيد كه ميگوييد دستگيرشدگان انتخابات بايد آزاد شوند، اگر خيرخواه مردم و نظام هستيد، بايد توجه كنيد كه در بررسي پرونده اين افراد بايد دقت بيشتري شود. اگر خيرخواه مردم و نظام هستيد، چرا در اين مدت سكوت كرديد؟ چرا آدمكشي و تجاوز به حقوق مردم را محكوم نكرديد.
جناب آقای هاشمی
راهی که پیش گرفته ائید پشت بسیاری از دوستاران انقلاب و حزب الله را می لرزاند و در مقابل جبههً لیبرالهای بی دین وبی فرهنگ و غرب زدگان را خوشحال میکند . شما حق ندارید آبرویی را که از امام و رهبری عظیم الشأن انقلاب و جمهوری اسلامی به دست آورده ائید به پای نیروهای کج اندیش و اصلاحات آمرکایی بریزید . رهبری عزیز راه برگشت شما را هموار کرده است و اگر خدای نخواسته در مسیری که رفته ائید تجدید نظر نکنید هزینه سنگینی را باید متحمل شوید


لینک مطلب